X
تبلیغات
رایتل

معتاد نامه (۷)

پنج‌شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 03:27 ب.ظ

سلام

۱.  توی مرکز بودیم که صدای جر و بحث از مرکز مجاور بلند شد. رفتم ببینم چه خبره که دیدم مریض داره به خانم کارمند اونجا میگه: میدونی تا حالا چند میلیون تومن بهت پول دادم؟ اون وقت برای پنج هزار تومن توی پرونده ام می نویسی بدهکار؟!

۲. داشتم برای مریض نسخه مینوشتم که سرشو آورد جلو و گفت: شماره موبایلت چنده؟ بنویس داشته باشم!

۳. (۱۸+)  خانمه اومد دارو بگیره. آقای پرستار مرکز بهش گفت: پولشو بده. گفت: من حالم خرابه پول هم ندارم. میخوای برم یکی از این مغازه ها….  و ازشون پول بگیـرم بیام؟ (خداییش یه لحظه احساس مواد فروش بودن پیدا کردم)

۴. توی کوچه کنار مرکز عروسی بود و صدای بلند موسیقی می اومد. به خانم مجرد مرکز کناری مون به شوخی گفتم: حالا کاش چهار روز دیگه نفهمن اشتباه کردن و بخوان طلاق بگیرن! یه نگاه سوزناک بهم کرد و گفت: متاسفانه این روزها بیشتر آقایون توی انتخاب همسر اشتباه میکنن!

۵. مریضه گفت: یه نسخه برام مینویسین؟ گفتم: چی میخواین؟  گفت: همه اعضای خانواده پام!

۶. خانم شاغل در مرکز مجاور داشت از مرکز ما بیرون میرفت که صدای جیغش اومد و پرید توی مرکز. گفتم: چی شده؟  گفت: یه مارمولک دم در بود! رفتم ببینم از چی ترسیده که گفت: من نمیدونم چطور به این راحتی میرین اونجا وقتی میدونین یه مارمولک اونجاست؟!

۷. خانم مرکز مجاور بهم گفت: میخوام توی یه کلاس بازآموزی شرکت کنم. نوشته برای شرکت توی این کلاس باید حتما توی سایت بازآموزی ثبت نام کنید. گفتم: خب؟ گفت: حالا یعنی من که قبلا توی این سایت ثبت نام کردم باید دوباره ثبت‌نام کنم؟!

۸. خانم مرکز مجاور یه مقاله انگلیسی بهم نشون داد و گفت: من معنی این قسمتشو نمیفهمم میشه برام ترجمه اش کنین؟ داشتم میخوندمش که یکی از همکارانش اومد دنبالش و وقتی منو دید گفت: بچه ها دکتر میخواد بره تخصص بخونه!  گفتم: از کجا فهمیدین؟ گفت: آخه دارین مقاله خارجی میخونین!

۹. از مرکز اومدم بیرون که برم خونه که یه نفر جلومو گرفت و گفت: من خمارم و پول هم ندارم میشه دو سی سی شربت بهم بدین؟ گفتم: باشه بیا توی مرکز تا بگم بهت بدن. گفت: نه از همون شربتی که خودت گرفتی بهم بده!

۱۰.  برای یه مریض جدید پرونده درست میکردم. گفتم: روزی چقدر مواد مصرف میکنین؟ گفت: روزی شش هزار تومن تریاک. گفتم: یعنی چند گرم؟ گفت: خب هروقت قیمتش گرون تر بشه مقدارش کمتر میشه هروقت ارزون بشه بیشتر!

۱۱.(۱۸+) مریضه گفت: مدتیه به شدت دچار زود.ا.نزا.لی شدم. میشه برام دارو بنویسین؟  بالاخره اون دختر بیچاره هم به یه امیدی با من ازدواج کرده!

۱۲. (۱۸+) پرونده یه مریض جدیدو میدیدم که دیدم توی قسمت بیماریهای جسمی نوشته نارسائی کبد. گفتم: برای این بیماری تون دارین دارو میخورین؟  گفت: نه. پرونده رو کامل کردم و فرستادمش بره شربتشو بگیره. چند دقیقه بعد مشاور مرکز اومد و گفت: مریضه میگه روم نشد به دکتر بگم برای زود.انزا.لیم دارو بنویسه فکر کردم توی پرونده که نوشتم خودش متوجه میشه. تازه فهمیدم از بس بدخط نوشته بود اشتباه خوندم!

پ.ن۱: این بار پرسنل مرکز ما و مرکز مجاور هم دست کمی از مریضها نداشتن!

پ.ن۲: به خاطر تعداد زیاد موارد مثبت دار شرمنده. خیلی صبر کردم چند مورد معمولی تر پیدا بشه تا بنویسم اما نشد!

پ.ن۳: آقای پرستار مرکزکه دومین پرستار مرکز بود چند ماه پیش رفت و جانشینش هم چندماه بیشتر دوام نیاورد. و به این ترتیب من الان دارم با چهارمین پرستار کار میکنم.

پ.ن۴: این هم لینک وبلاگ یه همکار محترم که کار جالبی انجام داده اند. جهت اطلاع.

پ.ن ۵: دارم میرم ترک اعتیاد. عسل میگه: نرو سر کار! میگم: باید برم که بهم پول بدن برات چیز بخرم. میگه: من هم بیام؟ میگم: اونجا چیزی نیست که سرت گرم بشه حوصله ات سر میره. میگه: اونجا فقط کلی پول هست که هر روز میری یه کمشو بهت میدن بیاری؟! 

برچسب‌ها: معتادنامه
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

Homepage


Checkpagerank.net