X
تبلیغات
رایتل

خاطرات (از نظر خودم) جالب (127)

دوشنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ساعت 03:56 ب.ظ

سلام

۱. (۱۵+) مرده اومد توی مطب و گفت: الان چندباره که میام اینجا و کا.ندوم نیست. حالا چکار کنم؟ از بیرون تهیه کنم؟!

۲. یه بچه سرماخورده رو میدیدم که مادرش گفت: چند روز هم هست که میگه قلبم درد می کنه. گفتم: توی این سن بعیده مشکل قلبی داشته باشه. بچه گفت: نخیر من میدونم چون بدنم درد می کنه قلبم هم داره گریه می کنه!

۳. خانمه با سرگیجه اومده بود. گفتم: سابقه چربی نداشتین؟ گفت: صبحانه نخوردم حالا دارم می افتم. قند و چربی کجا بود؟!

۴. پیرزنه گفت: هردو پام از زانو به پائین خوابشون سنگینه!

۵. خانمه گفت: بچه ام شب ها توی خواب خرخر می کنه. گفتم: حالا که سرماخورده این طوره یا همیشه شب ها خرخر می کرد؟ گفت: دست شما درد نکنه وبچه رو برد بیرون!

۶. خانمه گفت: برای بچه ام آمپول بنویسین. گفتم: تا حالا پنی سیلین زده؟ گفت: نه ولی کم کم باید عادت کنه!

۷. خانمه با یه بچه به بغل با عجله در مطبو باز کرد و اومد تو. گفتم: بفرمائین. با اضطراب گفت: دیروز مادر این بچه اونو برده دکتر. دکتر هم براش یه شربت نوشته و گفته باید شش سی سی بخوره. گفتم: خب؟ گفت: آخه اشتباها خیلی بهش داده. یه سرنگ پنج سی سی رو برداشته و از عدد پنج هم یه مقدار بیشتر بهش داده!

۸. پیرمرده گفت: من به دکتر قبلی گفتم برام آزمایش کامل بنویسه اما توی آزمایشگاه گفتن کامل نیست. آخه شما دکترین باید آزمایش کامل بنویسین ما که سر در نمیاریم. گفتم: حالا مگه چی ننوشته؟ گفت: آزمایش ادرار ننوشته بود!

۹. پسره گفت: یه کار توی کشور پرتغال پیدا کردم. برای ایدز و هپاتیت و .... منو فرستادند آزمایش و گفتند جوابشو ببر پیش یه دکتر تا تائید کنه این بیماری هارو نداری. آزمایشهاشو نگاه کردم و گفتم: آزمایشهاتون مشکلی ندارن. حالا نامه رو باید به فارسی بنویسم یا به انگلیسی؟ گفت: من باید نامه شمارو بدم به یه دارالترجمه مورد تائید سفارت پرتغال ترجمه کنه. حالا شما به هرزبونی که دوست دارین بنویسین!

۱۰. خانمه گفت: این بچه اسهال و استفراغ شدید داره. غذائی رو هم که شش روز پیش خورده داره همون طور پس میده!

۱۱. به پیرزنه گفتم: فشارتون خیلی بالاست. غذاتونو کم نمک بخورین. گفت: مگه میشه؟ من صبح ها به شیر هم نمک می زنم و میخورم!

۱۲. نسخه مرده رو نوشتم و زیرشو مهر کردم که متوجه شدم مهرم وارونه است. مرده دفترچه شو برداشت و نگاهش کرد و گفت: ببخشید داروخونه ایراد نمیگیره که مهرتون وارونه است؟!

پ.ن۱: مدتهاست که از مرورگر گوگل کروم استفاده میکنم. اما هربار باید بعد از نوشتن پست اونو توی اینترنت اکسپلورر کپی کنم چون اعدادش به زبون انگلیسیه و باید توی اینترنت اکسپلورر اعدادو به فارسی بنویسم. دیشب مرورگر اپرا رو دانلود کردم و این اولین پستم با این مرور گره. برم ببینم اعدادش به چه زبونیه یعنی ممکنه از شر کپی پیست پستهام راحت بشم؟! (بعدنوشت: نه راحت نشدم!)

پ.ن۲: از روز بعد از گذاشتن این پست هی وجدانم میاد بهم میگه چرا ننوشتی که آقای وکیل شماره 10 نابینا بود؟ خب حالا نوشتم وجدانم راحت شد! (خدائیش فرقی هم میکرد؟)

پ.ن۳: چند روزه که نمیتونم برای وبلاگهای پرشین بلاگ نظر بگذارم. دوستان پرشینی به بزرگی خودشون ببخشند. 

پ.ن۴: به دلایلی که مهمترینش همون مشکل سه حرفی معروفه (!) ناچار شدیم سفر خارجی امسالو به سال آینده موکول کنیم و امسال هم سفر داخلی بریم (آخرین سفرمون اینجا بود و اولین و آخرین سفر خارجی مون اینجا!) و چون دیگه عجله ای نداریم که تا پیش از دوساله شدن عسل بریم سفر احتمالا سفرو میگذاریم برای بعد از ماه رمضان. دوستانی که میخوان تشریف بیاریم به شهرشون دعوت کنند لطفا 

پ.ن۵: عسل شیطونی می کنه. بهش به شوخی میگم: بیام بزنمت؟ درحال مالیدن دستش روی سر و صورتش با فریاد میگه: نههههه! ناااااز ناااااز! (حالا یکی ندونه میگه آیا روزی چندبار این بچه رو کتک می زنیم؟!)

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

Homepage


Checkpagerank.net